رفتن به محتوامواجهه کردن
تأییدنشده
konfrontieren فعل
فعل
- مواجهه کردنمُواجِهه کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ konfrontieren
فعل
- تلفظ
- [kɔnfʁɔnˈtiːʁən]
همهٔ صورتها
- konfrontiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- konfrontierenمعلوم، مصدر، حال
- konfrontierendمعلوم، participle، حال
- konfrontiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- konfrontierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konfrontiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- konfrontiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- konfrontiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- konfrontiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konfrontierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- konfrontierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- konfrontiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- konfrontiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- konfrontierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- konfrontierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- konfrontiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- konfrontieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- konfrontierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- konfrontierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- konfrontierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- konfrontierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konfrontiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- konfrontiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- konfrontierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- konfrontierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- konfrontiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- konfrontiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- konfrontiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- konfrontiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- konfrontiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- konfrontiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها