رفتن به محتوافشرده کردن
تأییدنشده
komprimieren فعل
فعل
- فشرده کردن(transitiv: verdichten)(transitiv: zusammendrücken, zusammenpressen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تراکم کردنتَراکُم کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ komprimieren
فعل
- تلفظ
- [kɔmpʁiˈmiːʁən]
همهٔ صورتها
- komprimiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- komprimierenمعلوم، مصدر، حال
- komprimierendمعلوم، participle، حال
- komprimiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- komprimierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- komprimiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- komprimiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- komprimiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- komprimiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- komprimierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- komprimierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- komprimiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- komprimiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- komprimierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- komprimierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- komprimiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- komprimieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- komprimierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- komprimierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- komprimierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- komprimierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- komprimiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- komprimiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- komprimierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- komprimierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- komprimiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- komprimiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- komprimiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- komprimiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- komprimiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- komprimiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها