فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تصنیف کردن

تأییدنشده

komponieren فعل

فعل

  • تصنیف کردنتَصنیف کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آهنگسازی کردنآَهَنگسازی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ komponieren

فعل

تلفظ
[kɔmpoˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • komponiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • komponierendمعلوم، participle، حال
  • komponiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • komponierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komponiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komponiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komponiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • komponiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • komponierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komponierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • komponiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komponiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • komponiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komponieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • komponierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • komponierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • komponiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • komponiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • komponierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • komponierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • komponiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • komponiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • komponiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • komponiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • komponiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • komponiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها