فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترجمیستن

تأییدنشده

kompilieren فعل

فعل

  • ترجمیستن(produce executable)تأییدنشده

دستور زبانِ kompilieren

فعل

تلفظ
[kɔmpiˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kompiliertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kompilierenمعلوم، مصدر، حال
  • kompilierendمعلوم، participle، حال
  • kompiliertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kompilierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kompiliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kompiliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kompiliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kompiliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kompilierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kompilierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kompiliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kompiliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kompilierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kompilierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kompiliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kompilieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kompilierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kompilierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kompilierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kompilierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kompiliertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kompiliertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kompilierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kompilierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kompiliertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kompiliertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kompiliertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kompiliertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kompiliertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kompiliertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها