فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جبران کردن

تأییدنشده

jobrân kardan

kompensieren فعل

فعل

  • جبران کردنjobrân kardanجُبران کَردَن(compensate)(to compensate, to fill in, to catch up)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مساوی کردنمُساوی کَردَنتأییدنشده
  • متعادل کردنمُتَعادِل کَردَنتأییدنشده
  • مستهلک کردنمُستَهلَک کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ kompensieren

فعل

تلفظ
[kɔmpɛnˈziːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kompensiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kompensierenمعلوم، مصدر، حال
  • kompensierendمعلوم، participle، حال
  • kompensiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kompensierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kompensiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kompensiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kompensiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kompensiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kompensierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kompensierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kompensiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kompensiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kompensierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kompensierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kompensiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kompensieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kompensierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kompensierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kompensierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kompensierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kompensiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kompensiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kompensierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kompensierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kompensiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kompensiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kompensiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kompensiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kompensiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kompensiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها