فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرمان دادن

تأییدنشده

kommandieren فعل

فعل

  • فرمان دادنفَرمان دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ kommandieren

فعل

تلفظ
[kɔmanˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kommandiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kommandierenمعلوم، مصدر، حال
  • kommandierendمعلوم، participle، حال
  • kommandiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kommandierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommandiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommandiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommandiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kommandiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kommandierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommandierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kommandiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kommandiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kommandierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kommandierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kommandiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommandieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kommandierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommandierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kommandierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kommandierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kommandiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kommandiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kommandierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kommandierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kommandiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kommandiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kommandiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kommandiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kommandiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kommandiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها