رفتن به محتوارمبیدن
تأییدنشده
rombidan[ɹom.biː.d̪ǽn]
kollabieren فعل
فعل
- رمبیدنrombidanرُمبیدَن[ɹom.biː.d̪ǽn](to fall down suddenly; to cave in)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فرو ربختن(to fall down suddenly; to cave in)تأییدنشده
دستور زبانِ kollabieren
فعل
- تلفظ
- [ˌkɔlaˈbiːʁən]
همهٔ صورتها
- kollabiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- kollabierenمعلوم، مصدر، حال
- kollabierendمعلوم، participle، حال
- kollabiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- kollabierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kollabiereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kollabiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- kollabiereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- kollabiereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kollabierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- kollabierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- kollabiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- kollabiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kollabierenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- kollabierenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- kollabiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- kollabieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- kollabierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- kollabierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kollabierteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kollabierteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kollabiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kollabiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- kollabierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kollabierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- kollabiertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- kollabiertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- kollabiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kollabiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- kollabiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kollabiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها