فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ژکیدن

تأییدنشده

žakidan[ʒæ.kʰʲiː.d̪ǽn]

knurren فعل

فعل

  • ژکیدنžakidanژَکیدَن[ʒæ.kʰʲiː.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ knurren

فعل

تلفظ
[ˈknʊʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • geknurrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • knurrendمعلوم، participle، حال
  • geknurrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • knurrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knurreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knurrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • knurreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • knurreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • knurrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knurrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • knurrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • knurreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • knurrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • knurretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • knurrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • knurrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • knurrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • knurrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • knurrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • knurrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • knurrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • knurrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • knurrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • knurrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • knurrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • knurrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

sein Magen knurrt

شکمش غار و غور میکند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها