فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

غنچه دادن

تأییدنشده

knospen فعل

فعل

  • غنچه دادن(to form buds)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جوانه زدنجَوانه زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ knospen

فعل

تلفظ
[ˈknɔspn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geknosptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • knospenمعلوم، مصدر، حال
  • knospendمعلوم، participle، حال
  • geknosptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • knosptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • knosptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • knospeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • knospenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • knospenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • knospteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • knospteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • knosptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • knosptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • knospمعلوم، وجه امری، حال، مفرد

مثال‌ها

Knospen sind die Vorahnung auf kommende Schönheit.

غنچه‌ها الهام قبلی از زیبایی آینده هستند.

Die Bäume knospen.

درختان شکوفه کردند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #8264434), cojiluc (fa #9888812), tatoeba.org
  2. ۲: xtofu80 (de #538101), cojiluc (fa #13175020), tatoeba.org
منابع و مجوزها