فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پارچه ای توی دهن چپاندن

تأییدنشده

knebeln فعل

فعل

  • پارچه ای توی دهن چپاندنپارچه ای تویِ دَهَن چُپاندَنتأییدنشده

دستور زبانِ knebeln

فعل

تلفظ
[ˈkneːbl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • geknebeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • knebelndمعلوم، participle، حال
  • geknebeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • knebleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knebelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knebeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knebeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • knebleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • knebelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • knebeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • knebeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • knebleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • knebelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knebelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kneblestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • knebeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • knebeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • knebleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • knebeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • knebeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • knebletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • knebelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • knebelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • knebeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • knebeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • knebelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • knebelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • knebeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • knebeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • knebeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • knebeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • knebeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • knebeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • knebelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • knebeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها