فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکستن

تأییدنشده

šekastan[ʃe.kʰʲæs.t̪ʰǽn]

knacken فعل

فعل

  • شکستنšekastanشِکَستَن[ʃe.kʰʲæs.t̪ʰǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ knacken

فعل

تلفظ
[ˈknakn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geknacktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • knackendمعلوم، participle، حال
  • geknacktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • knackمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knackeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knacktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • knackeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • knackeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • knackstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • knackestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • knacktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • knackeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • knacktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • knacketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • knackteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • knackteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • knacktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • knacktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • knackteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • knackteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • knacktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • knacktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • knacktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • knacktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • knacktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • knacktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها