گره زدن
gereh zadan[ɡʲe.ɹéʱ zæ.d̪æn]
knüpfen فعل
فعل
- گره زدنgereh zadanگِره زَدَن[ɡʲe.ɹéʱ zæ.d̪æn](verbinden)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بافتنbâftanبافتَن[bɒːf.t̪ʰǽn](kleine Fäden kunstvoll verschlingen)تأییدنشده
دستور زبانِ knüpfen
فعل
- تلفظ
- [ˈknʏp͡fn̩]
همهٔ صورتها
- geknüpftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- knüpfenمعلوم، مصدر، حال
- knüpfendمعلوم، participle، حال
- geknüpftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- knüpfمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- knüpfeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- knüpftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- knüpfeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- knüpfeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- knüpfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- knüpfestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- knüpftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- knüpfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- knüpfenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- knüpfenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- knüpftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- knüpfetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- knüpfenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- knüpfenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- knüpfteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- knüpfteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- knüpftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- knüpftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- knüpfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- knüpfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- knüpftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- knüpftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- knüpftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- knüpftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- knüpftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- knüpftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Bande der Ehe knüpfen
به حبالهٔ نکاح در آوردن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها