رفتن به محتوالخته بستن
تأییدنشده
klumpen فعل
فعل
- لخته بستنلَخته بَستَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- لخته شدنlaxte šodanلَخته شُدَن(to form into a clot)تأییدنشده
دستور زبانِ klumpen
فعل
- تلفظ
- [ˈklʊmpn̩]
همهٔ صورتها
- geklumptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- klumpendمعلوم، participle، حال
- geklumptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- klumptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- klumpeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- klumpteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- klumpteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- klumptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- klumptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها