فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لخته بستن

تأییدنشده

klumpen فعل

فعل

  • لخته بستنلَخته بَستَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لخته شدنlaxte šodanلَخته شُدَن(to form into a clot)تأییدنشده

دستور زبانِ klumpen

فعل

تلفظ
[ˈklʊmpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geklumptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • klumpendمعلوم، participle، حال
  • geklumptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • klumptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klumpeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • klumpteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klumpteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • klumptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klumptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها