فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صدا دادن

klingen فعل

فعل

  • صدا دادنصِدا دآدَن(to produce a sound)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صدا کردنsedâ kardanصِدا کَردَن[sed̪ɒː kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ klingen

فعل

تلفظ
[ˈklɪŋən]
همهٔ صورت‌ها
  • geklungenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • klingendمعلوم، participle، حال
  • geklungenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • klingمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klingeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klingtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klingeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • klingeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klingstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klingestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klingtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klingeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • klingtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klingetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • klangمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • klängeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klangstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • klängestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klängstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klangمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klängeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • klangenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • klängenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • klangtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • klängetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • klängtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • klangenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klängenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Diese Gitarre klingt nicht sehr gut.

این گیتار صدای خیلی خوبی نمی‌دهد.

Dein Vorschlag klingt gut.

پیشنهادت بنظر خوب می رسه.

Diese Erklärung klingt überzeugend.

این توضیح قانع‌کننده به نظر می‌رسد.

Das Ergebnis klingt überzeugend.

نتیجه قانع‌کننده است.

Sie klingt sehr unreif.

او خیلی خام به نظر می‌رسد.

Ein leeres Fass klingt viel lauter.

یک بشکهٔ توخالی بیش‌تر صدا می‌کند.

Er klingt sehr unreif.

او خیلی ناپخته به نظر می‌رسد.

wie man in den Wald hineinruft, so klingt es heraus

کلوخ اندازرا پاداش سنگ است

Das klang merkwürdig.

آن عجیب به نظر می رسید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ein leeres Fass klingt viel lauter.

طبل توخالی بسیار قوی‌تر صدا می‌کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3394101), cojiluc (fa #6944030), tatoeba.org
  2. ۲: freddy1 (de #2151792), marchi91 (fa #7902419), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #2160116), cojiluc (fa #6944708), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #2160708), cojiluc (fa #6944709), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #2916427), cojiluc (fa #9888826), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #873970), cojiluc (fa #6944028), tatoeba.org
  7. ۷: wolfgangth (de #7712492), cojiluc (fa #9888831), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: mayabe (de #12407828), manelie (fa #12734655), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #873970), cojiluc (fa #12599956), tatoeba.org
منابع و مجوزها