گیر کردن
تأییدنشده
gir kardan[ɡʲíːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]
klemmen فعل
فعل
- گیر کردنgir kardanگیر کَردَن[ɡʲíːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ klemmen
فعل
- تلفظ
- [ˈklɛmən]
همهٔ صورتها
- geklemmtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- klemmendمعلوم، participle، حال
- geklemmtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- klemmمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- klemmeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- klemmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- klemmمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- klemmeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- klemmeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- klemmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- klemmestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- klemmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- klemmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- klemmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- klemmetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- klemmteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- klemmteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- klemmtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- klemmtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- klemmteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- klemmteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- klemmtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- klemmtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- klemmtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- klemmtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- klemmtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- klemmtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها