فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جغلی کردن

تأییدنشده

klatschen فعل

فعل

  • جغلی کردنجُغُلی کَردَن(tratschen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دست زدنdast zadanدَست زَدَن[d̪ǽst̪ʰ zæ.d̪æn](Beifall)تأییدنشده
  • دو بر هم زنی کردندو بَر هَم زَنی کَردَن(tratschen)تأییدنشده
  • کف زدنکَف زَدَن(to express approval by clapping)تأییدنشده
  • سیلی زدن(to give a slap)تأییدنشده
  • شایعه پراکنی کردنتأییدنشده
  • غیبت کردنتأییدنشده

دستور زبانِ klatschen

فعل

تلفظ
[ˈklat͡ʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • klatschetوجه امری، جمع
  • geklatschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • klatschendمعلوم، participle، حال
  • geklatschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • klatschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klatscheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klatschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klatscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • klatscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klatschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klatschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klatschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klatschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klatscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • klatschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klatschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • klatschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • klatschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klatschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • klatschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klatschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klatschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • klatschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • klatschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • klatschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • klatschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • klatschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klatschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Alle klatschten am Ende des Konzerts.

همه در پایان کنسرت دست زدند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6143617), cojiluc (fa #12897294), tatoeba.org
منابع و مجوزها