فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قلقلک دادن

qelqelak dâdan

kitzeln فعل

فعل

  • قلقلک دادنqelqelak dâdanقِلقِلَک دادَن(to touch in a manner that causes tingling sensation)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خاریدنخاریدَن(to feel the need to scratch)تأییدنشده
  • غلغلک دادنغِلغِلَک دادَن(to touch in a manner that causes tingling sensation)تأییدنشده

دستور زبانِ kitzeln

فعل

تلفظ
[ˈkɪt͡sl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gekitzeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kitzelndمعلوم، participle، حال
  • gekitzeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kitzleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kitzelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kitzeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kitzeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kitzleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kitzelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kitzeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kitzeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kitzleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kitzelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kitzelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kitzlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kitzeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kitzeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kitzleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kitzeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kitzeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kitzletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kitzelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kitzelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kitzeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kitzeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kitzelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kitzelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kitzeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kitzeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kitzeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kitzeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kitzeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kitzeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kitzelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • kitzeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها