فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بی‌فرزندی

تأییدنشده

kinderlos صفت

صفت

  • بی‌فرزندیتأییدنشده

دستور زبانِ kinderlos

صفت

تلفظ
[ˈkɪndɐloːs]
همهٔ صورت‌ها
  • kinderloserمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderlosesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderloseحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kinderlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderloserمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderloserحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kinderlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderloserحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderlosemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kinderlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderlosesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kinderloseحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kinderloseمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderloseمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderloseخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderloseحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kinderlosenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kinderloserمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kinderloseمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kinderlosenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kinderlosenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kinderloseحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kinderlosenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

jem., der kinderlos ist

کسی که بچه ندارد و اجاقش کور است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها