فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حشیش کشیدن

تأییدنشده

kiffen فعل

فعل

  • حشیش کشیدن(Haschisch oder Marihuana rauchen)تأییدنشده

دستور زبانِ kiffen

فعل

تلفظ
[ˈkɪfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekifftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kiffendمعلوم، participle، حال
  • gekifftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kiffمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kiffeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kifftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kiffeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kiffeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kiffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kiffestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kifftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kiffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kifftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kiffetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kiffteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kiffteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kifftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kifftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kiffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kiffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kifftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kifftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kifftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kifftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kifftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kifftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها