فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با کنجکاوی نگاه کردن

تأییدنشده

kiebitzen فعل

فعل

  • با کنجکاوی نگاه کردنبا کُنجکاوی نِگاه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ kiebitzen

فعل

تلفظ
[ˈkiːbɪt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekiebitztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kiebitzenمعلوم، مصدر، حال
  • kiebitzendمعلوم، participle، حال
  • gekiebitztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kiebitzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kiebitzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kiebitztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kiebitzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kiebitzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kiebitztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kiebitzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kiebitztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kiebitzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kiebitzenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kiebitzenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kiebitztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kiebitzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kiebitzenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kiebitzenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kiebitzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kiebitzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kiebitztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kiebitztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kiebitzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kiebitzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kiebitztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kiebitztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kiebitztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kiebitztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kiebitztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kiebitztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها