فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لگد زدن

تأییدنشده

kicken فعل

فعل

  • لگد زدنلَگَد زَدَن(strike with or raise the foot or leg)تأییدنشده

دستور زبانِ kicken

فعل

تلفظ
[ˈkɪkn̩], [ˈkɪkŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • gekicktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kickendمعلوم، participle، حال
  • gekicktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kickمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kickeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kicktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kicktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kicktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kicketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kicktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kicktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kicktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kicktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kicktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kicktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kicktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kicktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها