رفتن به محتوانفس زدن
تأییدنشده
keuchen فعل
فعل
- نفس زدننَفَس زَدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هو کشیدنهو کِشیدَنتأییدنشده
- رخیدنرَخیدَن(1. to breathe quickly or in a labored manner)تأییدنشده
دستور زبانِ keuchen
فعل
- تلفظ
- [ˈkɔɪ̯çn̩]
همهٔ صورتها
- gekeuchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- keuchendمعلوم، participle، حال
- gekeuchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- keuchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- keucheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- keuchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- keucheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- keucheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- keuchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- keuchestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- keuchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- keucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- keuchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- keuchetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- keuchteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- keuchteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- keuchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- keuchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- keuchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- keuchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- keuchtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- keuchtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- keuchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- keuchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- keuchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- keuchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
er keuchte
نفسش به شمار افتاده بود
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها