فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نفس زدن

تأییدنشده

keuchen فعل

فعل

  • نفس زدننَفَس زَدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هو کشیدنهو کِشیدَنتأییدنشده
  • رخیدنرَخیدَن(1. to breathe quickly or in a labored manner)تأییدنشده

دستور زبانِ keuchen

فعل

تلفظ
[ˈkɔɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekeuchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • keuchendمعلوم، participle، حال
  • gekeuchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • keuchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • keucheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • keuchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • keucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • keucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • keuchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • keuchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • keuchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • keucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • keuchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • keuchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • keuchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • keuchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • keuchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • keuchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • keuchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • keuchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • keuchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • keuchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • keuchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • keuchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • keuchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • keuchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er keuchte

نفسش به شمار افتاده بود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها