فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کنده کاری

تأییدنشده

kerben فعل

فعل

  • کنده کاریکَنده کاری(to shape to sculptural effect)تأییدنشده

دستور زبانِ kerben

فعل

تلفظ
[ˈkɛʁbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gekerbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kerbenمعلوم، مصدر، حال
  • kerbendمعلوم، participle، حال
  • gekerbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kerbمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kerbeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kerbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kerbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kerbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kerbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kerbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kerbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kerbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kerbenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kerbenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kerbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kerbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kerbenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kerbenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kerbteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kerbteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kerbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kerbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kerbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kerbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kerbtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kerbtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kerbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kerbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kerbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kerbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها