واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

فکر انجام دادنش را نکردن

تأییدنشده

keinen Finger rühren
عبارت

نمونه با keinen Finger rühren

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱keinen Finger rühren, aber Chef sein wollen

حوض نساخته قورباغه پیدا شد

تأییدنشده

عبارت

  • فکر انجام دادنش را نکردنفِکرِ اَنجام دادَنَش را نَکَردَنتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • یک انگشت هم به آن بار نزدنیِک اَنگُشت هَم به آن بار نَزَدَنتأییدنشده

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱keinen Finger rühren, aber Chef sein wollen

حوض نساخته قورباغه پیدا شد

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  1. ۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها