فکر انجام دادنش را نکردن
keinen Finger rühren
۱keinen Finger rühren, aber Chef sein wollen
حوض نساخته قورباغه پیدا شد
عبارت
- فکر انجام دادنش را نکردن
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- یک انگشت هم به آن بار نزدن
نمونهها
۱keinen Finger rühren, aber Chef sein wollen
حوض نساخته قورباغه پیدا شد