فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روبیدن

kehren فعل

فعل

  • روبیدنروبیدَن(to clean using a broom or brush)
  • جارو کردنجارو کَردَن(to clean using a broom or brush)
  • رفتنraftan, roftanرَفتَن[ɹæf.t̪ʰǽn][ɹof.t̪ʰǽn](to clean using a broom or brush)(sweep)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رفت و روب کردنرُفت و روب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ kehren

فعل

تلفظ
[ˈkeːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gekehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kehrendمعلوم، participle، حال
  • gekehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kehrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kehreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kehrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ein jeder kehre vor seiner Tür, und rein ist jedes Stadtquartier.

اگر هر نفر جلوی دربش را جارو کند، هر محلهٔ شهر پاکیزه می‌شود.

Papiergeld kehrt früher oder später zu seinem inneren Wert zurück - Null.

پول کاغذی دیر یا زود به ارزش اولیه‌اش باز می‌گردد، هیچ.

Entgegen allen Erwartungen kehrte die Raumfähre Apollo sicher zur Erde zurück.

بر خلاف همهٔ پیشبینی‌ها سفینهٔ آپولو به سلامت به زمین بازگشت.

Ich kehre übermorgen nach Australien zurück.

من پس فردا به استرالیا برمی گردم.

hoffnungslos kehrte er zurück

او دست شسته باز گشت

sich ins Gegenteil kehren

نعل وارونه زدن

das Unterste zuoberst kehren

زیر و رو کردن

Kehren wir um, ehe es anfängt zu regnen!

بیا برگردیم قبل از آنکه باران باریدن بگیرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1643093), cojiluc (fa #7530353), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2367979), cojiluc (fa #12043132), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #926080), cojiluc (fa #7829094), tatoeba.org
  4. ۴: kutschektar (de #8108826), AsliAbbasi (fa #852530), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #12121105), mahdiye (fa #772524), tatoeba.org
منابع و مجوزها