فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جویدن

javidan[d͡ʒæ.viː.d̪æn]

kauen فعل

فعل

  • جویدنjavidanجَویدَن[d͡ʒæ.viː.d̪æn](to crush food with teeth prior to swallowing)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چاوش کردنتأییدنشده
  • خاییدنxâyidan[xɒː.jiː.d̪ǽn](to bite something persistently)تأییدنشده
  • خسیدن(to bite something persistently)تأییدنشده

دستور زبانِ kauen

فعل

تلفظ
[ˈkaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • kauetوجه امری، جمع
  • gekautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kauendمعلوم، participle، حال
  • gekautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kauمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kaueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kautمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Gut kauen!

غذاتو خوب بجو.

Fürchte dich weniger, hoffe mehr, iss weniger, kaue mehr, jammere weniger, atme mehr, rede weniger, liebe mehr und alle guten Dinge werden dein sein.

کمتر بترس، بیشتر امید داشته باش، کمتر بخور، بیشتر بجو، کمتر نگران باش، بیشتر نفس بکش، کمتر صحبت کن، بیشتر دوست داشته باش و همه چیز برای تو خواهد بود.

Pillen muss man schlucken, nicht kauen.

قرصها را باید قورت داد، نه جوید.

mit vollen Backen kauen

خوراک را لپ لپ خوردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #7360724), Pedraam (fa #7951613), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5210020), Pedraam (fa #7951626), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2141727), cojiluc (fa #8167945), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها