فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرتاب کردن

تأییدنشده

partâb kardan

katapultieren فعل

فعل

  • پرتاب کردنpartâb kardanپَرتاب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ katapultieren

فعل

تلفظ
[katapʊlˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • katapultiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • katapultierendمعلوم، participle، حال
  • katapultiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • katapultierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • katapultiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • katapultiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • katapultiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • katapultiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • katapultierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • katapultierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • katapultiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • katapultiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • katapultiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • katapultieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • katapultierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • katapultierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • katapultiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • katapultiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • katapultierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • katapultierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • katapultiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • katapultiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • katapultiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • katapultiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • katapultiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • katapultiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها