فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اخته شده

تأییدنشده

kastriert صفت

صفت

  • اخته شدهاَخته شُدهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خایه کشیدهخایه کِشیدهتأییدنشده

دستور زبانِ kastriert

صفت

تلفظ
[kasˈtʁiːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • kastrierterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastrierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastriertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastrierteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kastriertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastrierterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastriertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastrierterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kastriertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastrierterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastriertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kastriertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastrierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastriertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kastrierteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kastrierteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastrierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastrierteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastrierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastrierteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kastriertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kastrierterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kastrierteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kastriertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kastriertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kastrierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kastriertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها