فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اخته کردن

تأییدنشده

kastrieren فعل

فعل

  • اخته کردناَخته کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عقیم کردنعَقیم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ kastrieren

فعل

تلفظ
[kasˈtʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • kastriertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • kastrierenمعلوم، مصدر، حال
  • kastrierendمعلوم، participle، حال
  • kastriertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • kastrierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kastriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kastriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kastriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • kastriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kastrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kastrierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • kastriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kastriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kastrierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • kastrierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kastriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kastrieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • kastrierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kastrierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kastrierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kastrierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kastriertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kastriertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kastrierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kastrierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • kastriertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kastriertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • kastriertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kastriertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kastriertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kastriertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها