فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دانه دانه

تأییدنشده

körnig صفت

صفت

  • دانه دانهتأییدنشده

دستور زبانِ körnig

صفت

تلفظ
[ˈkœʁnɪç], [ˈkœʁnɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • körnigصفت مطلق
  • körnigerصفت تفضیلی
  • am körnigstenصفت عالی
  • körnigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • körnigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • körnigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • körnigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • körnigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • körnigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • körnigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • körnigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • körnigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • körnigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • körnigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • körnigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • körnigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • körnigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • körnigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • körnigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • körnigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • körnigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • körnigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • körnigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • körnigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • körnigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • körnigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • körnigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • körnigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • körnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • körnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • körnigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • körnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • körnigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • körnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • körnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • körnigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • körnigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • körnigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • körnigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • körnigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • körnigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • körnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • körnigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • körnigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • körnigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • körnigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • körnigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • körnigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • körnigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • körnigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • körnigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • körnigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • körnigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • körnigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (de.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (opensubtitles.org), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (books.google.com/ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

    منابع و مجوزها