فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنظیم کردن

تأییدنشده

tanzim kardan

justieren فعل

فعل

  • تنظیم کردنtanzim kardanتَنظیم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ justieren

فعل

تلفظ
[jʊsˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • justiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • justierenمعلوم، مصدر، حال
  • justierendمعلوم، participle، حال
  • justiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • justierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • justiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • justiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • justiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • justiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • justierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • justierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • justiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • justiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • justierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • justierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • justiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • justieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • justierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • justierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • justierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • justierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • justiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • justiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • justierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • justierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • justiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • justiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • justiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • justiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • justiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • justiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها