فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کام رسانیدن

تأییدنشده

jemandes Wunsch erfüllen
عبارت

عبارت

  • به کام رسانیدنبه کام رِسانیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خواسته کسی را به انجام رسانیدنخواسته کِسی را به اَنجام رِسانیدَنتأییدنشده
  • مراد کسی را دادنمُرادِ کِسی را دادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها