فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی حالی کردن

تأییدنشده

jem. verständlich machen
عبارت

عبارت

  • به کسی حالی کردنبه کِسی حالی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تفهیم کردنتَفهیم کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها