فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

التزام گرفتن از کسی

تأییدنشده

jem. verpflichten
عبارت

عبارت

  • التزام گرفتن از کسیاِلتِزام گِرِفتَن از کِسیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را ملزم کردنکِسی را مُلزَم کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها