فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با کسی دیدار کردن

تأییدنشده

jem. treffen
عبارت

عبارت

  • با کسی دیدار کردنبا کِسی دیدار کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به دیدن کسی رفتنبه دیدَنِ کِسی رَفتَنتأییدنشده
  • کسی را ملاقات کردنکِسی را مُلاقات کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها