فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را از پای در آوردن

تأییدنشده

jem. schachmatt setzen
عبارت

عبارت

  • کسی را از پای در آوردنکِسی را از پای دَر آوَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها