فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را امتحان کردن

تأییدنشده

jem. prüfen
عبارت

مثال با jem. prüfen

۱jem. prüfen und auswerten

کسی را آزمودن و نظر دادن

تأییدنشده

عبارت

  • کسی را امتحان کردنکِسی را اِمتِحان کَردَن(geprüft)تأییدنشده

مثال‌ها

۱jem. prüfen und auswerten

کسی را آزمودن و نظر دادن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها