واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را بر دار آویختن

تأییدنشده

jem. hängen
عبارت

نمونه با jem. hängen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱sich an jem. hängen

به پر و پای کسی پیچیدن

تأییدنشده

عبارت

  • کسی را بر دار آویختنکِسی را بَر دار آویختَنتأییدنشده

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲jem. hängen lassen, warten lassen

کسی را معطل کردن

تأییدنشده

۱sich an jem. hängen

به پر و پای کسی پیچیدن

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها