فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محبوس کردن

تأییدنشده

jem. festhalten عبارت

عبارت

  • محبوس کردنمَحبوس کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نگهداشتننِگَهداشتَنتأییدنشده
  • گیر دادنگیر دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ jem. festhalten

عبارت

منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها