فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دوز و کلک سوار کردن

تأییدنشده

jem. etwas vorgaukeln
عبارت

عبارت

  • دوز و کلک سوار کردندوز و کَلَک سَوار کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سر کسی کلاه گذاشتنسَرِ کِسی کُلاه گُذاشتَنتأییدنشده
  • شعبده بازی کردنشُعبَده بازی کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها