فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دست بالا بودن

تأییدنشده

jem. etwas voraushaben
عبارت

عبارت

  • دست بالا بودندَست بالا بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نسبت به کسی بیشتر داشتننِسبَت به کِسی بیشتَر داشتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها