فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در پیش کسی بودن

تأییدنشده

jem. etwas bevorstehen
عبارت

عبارت

  • در پیش کسی بودندَر پیشِ کِسی بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نزدیک کسی بودننَزدیکِ کِسی بودَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها