رفتن به محتوا
فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی
Deutsch
فارسی
English
آلمانی یا فارسی
جستجو
به خورد کسی دادن
تأییدنشده
jem. etwas aufzwingen
عبارت
عبارت
به خورد کسی دادن
به خوردِ کِسی دادَن
تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
به زور به کسی تحمیل کردن
به زور به کِسی تَحمیل کَردَن
تأییدنشده
کسی را مجبور کردن
کِسی را مَجبور کَردَن
تأییدنشده
منابع و ارجاعها
farhang (ckh)
,
CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
منابع و مجوزها