فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی ارادت پیدا کردن

تأییدنشده

jem. ergeben sein
عبارت

عبارت

  • به کسی ارادت پیدا کردنبه کِسی اِرادَت پِیدا کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خودرا تسلیم کسی دادنخودرا تَسلیمِ کِسی دادَنتأییدنشده
  • کسی را ملازمت کردنکِسی را مُلازَمَت کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها