فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مس کردن

تأییدنشده

jem. berühren
عبارت

عبارت

  • مس کردنمَس کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ملموس کردنمَلموس کَردَنتأییدنشده
  • مماست کردنمُماسَت کَردَنتأییدنشده
  • کسی را لمس کردنکِسی را لَمس کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها