فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بر کسی تأثیر کردن

تأییدنشده

jem. beeinflussen
عبارت

عبارت

  • بر کسی تأثیر کردنبَر کِسی تأثیر کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را در تحت نفوذ قرار دادنکِسی را دَر تَحتِ نُفوذ قَرار دادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها