فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی اجازه دادن تا کلامش را تمام کند

تأییدنشده

jem. ausreden lassen
عبارت

عبارت

  • به کسی اجازه دادن تا کلامش را تمام کندبه کِسی اِجازه دادَن تا کَلامَش را تَمام کُنَدتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها