رفتن به محتوابه خود پیچیدن
تأییدنشده
irrlichtern فعل
فعل
- به خود پیچیدنبه خود پیچیدَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پر و بال زدنپَر و بال زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ irrlichtern
فعل
- تلفظ
- [ˈɪʁˌlɪçtɐn]
همهٔ صورتها
- geirrlichtertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- irrlichterndمعلوم، participle، حال
- geirrlichtertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- irrlichterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- irrlichtereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- irrlichtreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- irrlichtertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- irrlichterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- irrlichtereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- irrlichtreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- irrlichtereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- irrlichtreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- irrlichterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- irrlichterstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- irrlichtertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- irrlichtereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- irrlichtreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- irrlichtertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- irrlichtertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- irrlichterteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- irrlichterteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- irrlichtertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- irrlichtertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- irrlichterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- irrlichterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- irrlichtertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- irrlichtertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- irrlichtertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- irrlichtertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- irrlichtertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- irrlichtertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها