فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اشتباه کردن

eštebâh kardan[eʃt̪ʰeˈbɒːh kʲæɾˈd̪æn]

irren فعل

فعل

  • اشتباه کردنeštebâh kardanاِشتِباه کَردَن[eʃt̪ʰeˈbɒːh kʲæɾˈd̪æn](make a mistake)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را قر و قاطی دیدنچیزی را قَر و قاطی دیدَنتأییدنشده
  • خطا کردنخَطا کَردَن(make a mistake)تأییدنشده
  • پرسه زدنپَرسه زَدَن(to move haphazardly without any destination)تأییدنشده

دستور زبانِ irren

فعل

تلفظ
[ˈɪʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • geirrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • irrendمعلوم، participle، حال
  • geirrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • irrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • irreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • irrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • irreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • irreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • irrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • irrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • irrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • irreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • irrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • irretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • irrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • irrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • irrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • irrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • irrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • irrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • irrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • irrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • irrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • irrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • irrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • irrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • geirrtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wer nie irrt, der macht oft nichts.

کسی که هرگز خطا نمی‌کند، اغلب هیچ کاری نمی‌کند.

Jeder Mensch kann irren, aber Dummköpfe verharren im Irrtum!

هر انسانی می‌تواند خطا کند، اما فقط احمقان به خطا اصرار می‌کنند.

Menschen irren, aber nur große Menschen erkennen ihren Irrtum.

انسانها خطا می‌کنند، اما فقط بزرگ مردان به خطاهایشان اعتراف می‌کنند.

Wer viel fragt, der viel irrt.

آنکه زیاد بپرسد، زیاد به اشتباه می‌افتد.

Ich muss zugeben, dass ich mich geirrt habe.

من باید اعتراف کنم که اشتباه کرده‌ام.

Wer tiefer irrt, der wird auch tiefer weise.

کسی که عمیق‌تر اشتباه کند، عاقل‌تر خواهد شد.

Mein Lehrer hat einen irren Namen.

معلمم یک نام غریب دارد.

Auch sehr kluge Menschen können irren.

حتی زیرکترین افراد می‌توانند اشتباه کنند.

Wir irrten uns.

اشتباه کردیم.

sich irren ist menschlich

انسان جایز الخطا است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3698394), cojiluc (fa #8119053), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2167784), cojiluc (fa #10864302), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2526216), cojiluc (fa #10864311), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #4905965), cojiluc (fa #8119034), tatoeba.org
  5. ۵: Sudajaengi (de #966195), cojiluc (fa #6901034), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1767969), cojiluc (fa #7263200), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #7073318), cojiluc (fa #9979912), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #3421726), cojiluc (fa #8287065), tatoeba.org
  9. ۹: Tamy (de #3816198), Schahrzad (fa #3816955), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها