رفتن به محتوابآب راندن
تأییدنشده
irreführen فعل
فعل
- بآب راندنبِآب راندَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به گمراهی انداختنبه گُمراهی اَنداختَنتأییدنشده
- منحرف کردنمُنحَرِف کَردَنتأییدنشده
- گمراه کردنگُمراه کَردَنتأییدنشده
- به بیراهه انداختنبه بیراهه اَنداختَنتأییدنشده
دستور زبانِ irreführen
فعل
- تلفظ
- [ˈɪʁəˌfyːʁən]
همهٔ صورتها
- irregeführtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- irreführenمعلوم، مصدر، حال
- irrezuführenمعلوم، extended، مصدر
- irreführendمعلوم، participle، حال
- irregeführtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- irrezuführendergerundive، participle
- irrezuführendegerundive، participle
- führ irreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- führe irreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- führt irreمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- führe irreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- führe irreمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- irreführeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- irreführeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führst irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- führest irreمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- irreführstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- irreführestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führt irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- führe irreمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- irreführtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- irreführeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- führen irreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- führen irreمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- irreführenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- irreführenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führt irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- führet irreمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- irreführtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- irreführetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- führen irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- führen irreمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- irreführenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- irreführenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- führte irreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- führte irreمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- irreführteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- irreführteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führtest irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- führtest irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- irreführtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- irreführtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führte irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- führte irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- irreführteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- irreführteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- führten irreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- führten irreمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- irreführtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- irreführtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führtet irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- führtet irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- irreführtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- irreführtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- führten irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- führten irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- irreführtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- irreführtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- irrezuführendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- irrezuführendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- irrezuführendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- irrezuführendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- irrezuführendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- irrezuführendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- irrezuführendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- irrezuführendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- irrezuführendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها