فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بآب راندن

تأییدنشده

irreführen فعل

فعل

  • بآب راندنبِآب راندَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به گمراهی انداختنبه گُمراهی اَنداختَنتأییدنشده
  • منحرف کردنمُنحَرِف کَردَنتأییدنشده
  • گمراه کردنگُمراه کَردَنتأییدنشده
  • به بیراهه انداختنبه بیراهه اَنداختَنتأییدنشده

دستور زبانِ irreführen

فعل

تلفظ
[ˈɪʁəˌfyːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • irregeführtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • irreführenمعلوم، مصدر، حال
  • irrezuführenمعلوم، extended، مصدر
  • irreführendمعلوم، participle، حال
  • irregeführtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • irrezuführendergerundive، participle
  • irrezuführendegerundive، participle
  • führ irreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • führe irreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • führt irreمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • führe irreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • führe irreمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • irreführeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • irreführeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • führst irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • führest irreمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • irreführstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • irreführestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • führt irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • führe irreمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • irreführtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • irreführeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • führen irreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • führen irreمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • irreführenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • irreführenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • führt irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • führet irreمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • irreführtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • irreführetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • führen irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • führen irreمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • irreführenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • irreführenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • führte irreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • führte irreمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • irreführteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • irreführteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • führtest irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • führtest irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • irreführtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • irreführtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • führte irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • führte irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • irreführteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • irreführteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • führten irreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • führten irreمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • irreführtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • irreführtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • führtet irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • führtet irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • irreführtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • irreführtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • führten irreمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • führten irreمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • irreführtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • irreführtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • irrezuführendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • irrezuführendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • irrezuführendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • irrezuführendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • irrezuführendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • irrezuführendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • irrezuführendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • irrezuführendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • irrezuführendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها